زمستان کابل

این شعر را پس مدتها فاصله از عالم شعر گفتم امیدوارم لذت ببریدلبخند

انفجارشد

خواب بودی

ونمیدانم مست کدام لالایی شبانه بودی

که افتاب از بام کابل طلوع کرد

وهنوز چشمانت را باز نکرده بودی که مرده بودی

چقدر برسر مزارت مویه کنم

برخیز

کابل عروس شده

دیشب سرک هایش را با خون حنا بستند

وامروز لباس سفید بر تنش را خورشید ذوب خواهد کرد

برخیز

بعد از فصل خونین گنجشک به روی کلکین خانه پر خواهد زد

وبا نغمه های شادی به رقص در خواهد امد

انفجار شد

خواب بودی

برخیزوبه مکتب برو

خدا برایت لبخند خواهد زد

وپاهای جا مانده پدر راه را از تمام مین ها برایت امن خواهد کرد

 

/ 7 نظر / 13 بازدید
ساحل

سلام،عید شما هم مبارک،امیدوارم سالی خوب و خوش،سرشار از موفقیت و سلامتی در پیش رو داشته باشید و در این سال پیش رو به بهترینها دست یابید... شعرتان را خواندم،بسیار زیبا بود،لذت بردم... کابل عروس شده دیشب سرک هایش را با خون حنا بستند وامروز لباس سفید بر تنش را خورشید ذوب خواهد کرد

علی

ای کاش تنها یک نفر هم در این دنیا مرا یاری کند ، ای کاش می توانستم با کسی درد دل کنم تا بگویم که ، من دیگر خسته تر از آنم که زندگی کنم تا ابد غم شبهایم را ، تا بفهمد درد تن خسته و بیمارم را ، قانون دنیا "تنهایی" من است و "تنهایی" من قانون عشق است و عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست سلام مرسی وب شما هم خیلی عالیه

مهدی خادمی

سلام خیلی زیباست. متاسفانه سالهاست که سرکهای این نو عروس را با خون ،حنا می بندند و پاهای بجا مانده از پدر و برادرها راه ها را برای فرزندان این مرز و بوم امن میکند تا که این عزیزان با دلهایی بدون تعصب و قومگرایی بر آن قدم گذارند اما اما مگر عده ای نادان و جاهل میگذارند تا دلی خوش برایمان بماند

ارزو

سلام عزیزم مرسی سرزدی

ميرآيت

كابل عروس شده ديشب سرك هايش را با خون حتا بستند وامروز لباس سفيد بر تنش را خورشيد ذوب خواهد كرد. چقدر تشبيه زيبايي! با دو مطلب بروز شدم.[گل]